کتاب مگس ها از ماریانو آسوئلا با ترجمه درساهاکیان توسط نشر فرهنگ نشر نو روانه بازار شده است.

این ترجمه که یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه ادبیات داستانی معاصر» است، برای اولین‌بار در سال ۶۱ چاپ شد و در واقع با نوبت چاپ دوم به بازار نشر آمده است.

این نویسنده، اساساً مولفی اخلاق‌گراست و دلسردی‌اش از انقلاب مکزیک خیلی زود آشکار شد. او برای مکزیک بهتری جنگید اما پس از انقلاب و تصحیح بی‌عدالتی‌ها، دید ستمگری‌های گذشته توسط افراد فرصت‌طلبی که سر کار آمدند، تکرار شد. او که داخل مسائل سیاسی شده بود، با دلسردی پس از انقلابش، به‌کلی از سیاست کناره‌گیری کرد. داستان «مگس‌ها» در بیم و هراس حاکم بر ایستگاه راهن‌آهن مکزیکوسیتی آغاز می‌شود. پایتخت در خطر سقوط است و نیروهای پانچو وی‌یا و ساپاتا شهر را ترک می‌کنند و مردم وفادار به انقلاب هم در پی آنان، جلای وطن می‌کنند.
در ادامه داستان، سیاستمداران، کارمندان، ژنرال‌ها و افسران ارتش سابق فدرال، دکترها، معلم‌ها، زنان راحت‌طلب تهی‌مغز، زنان بدکاره و خلاصه همه کسانی‌که از سر کوته‌نظری، به وی‌یا دل بسته بودند، ناامیدانه می‌کوشند فرار کنند تا به دست سربازان سرخپوست قبیله یاکی کشته نشوند. این فراریان هراسان، در یک واگن بهداری گرد می‌آیند، و آنجا در سراسر شبی هولناک، حدس‌های دیوانه‌وار بلغور می‌کنند.
در کتاب تازه چاپ نشر نو، مقدمه‌ای از تاریخ معاصر مکزیک چاپ شده تا مخاطب رمان، ارتباط بهتری با آن برقرار کند. «مگس‌ها» از نخستین و مهم‌ترین رمان‌های آسوئلاست که در دوره دیکتاتوری پروفیریو دیاس نوشته شد.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:
«آهای، پسر! قطار برای چه اینجا ایستاده؟»
سربازی که شلوار سفید و پوتین گل‌آلودی به پا داشت و تفنگش را حمایل شانه کرده بود، نگاه ابلهانه‌ای به شهردار توریکاتو انداخت و بدون جواب رد شد.
دن سینفوروسو متکبرانه تکرار کرد: «احمق بی شعور، دارم ازت می‌پرسم که قطار چرا اینجا ایستاده؟»
سرباز ایستاد. چهره‌اش را که مانند نقاب‌های «آستک» بود، احمقانه بر فدرالی سابق دوخته بود.
«خیلی دلت می‌خواهد بدانی، نه؟ من هم مثل تو.»
«مردکه الدنگ، هیچ می‌دانی با کی طرفی؟»
«راستش فکر نکنم با پدرم طرف باشم، چون پدر من … نبود!»
به شنیدن صفتی که سرباز به کار برده بود، همراهان شهردار گوش‌هاشان را گرفتند، و دن سینفوروسو در برابر رضامندی همگان ثابت کرد که واژگانی غنی‌تر از آن سرباز دارد. با خشم و غضب، دست به تپانچه برد. مورالیتوس، سینیور رویوس، دن‌رودولفو و نفتالی را از سر احتیاط، برای آنکه خط آتش را خالی کنند، مسافران را لگد کردند و به گوشه‌ای که مادربزرگ مورالیتوس نشسته بود پناه بردند.
سینیور ریوس، عصبی، گفت: «آرام بگیرید! اسلحه که اسباب‌بازی نیست!»

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است:

پایتخت در خطر سقوط است و نیروهای وی‌یا و ساپاتا شهر را ترک می‌کنند و مردم وفادار به انقلاب نیز در پی آنان جلای وطن می‌کنند. سیاستمداران، کارمندان، ژنرال‌ها و افسران «ارتش سابق فدرال»، دکترها، معلم‌ها، زنان راحت‌طلب تهی‌مغز، زنان بدکاره، و خلاصه همه کسانی که کوته‌نظرانه به وی دل بسته بودند، نومیدانه می‌کوشند بگریزند تا به دست سربازان سرخپوست قبیله «یاکی» کشته نشوند. این فراریان هراسان در یک واگن بهداری گرد می‌آیند و در سراسر شبی هولناک، حدس‌های دیوانه‌وار خود را بلغور می‌کنند.
ماریانو آسوئلا را «رمان‌نویس انقلاب» نامیده‌اند. او نخستین رمان‌نویس انقلاب مکزیک است و دیگر نویسندگان متعهد مکزیک تحت تأثیر او بوده‌اند. «مگس‌ها» از نخستین و مهم‌ترین رمان‌های آسوئلا است که در دوره دیکتاتوری پورفیریو دیاس نوشته‌ است.

کتاب
سال نشر 1398
قطع رقعی
تعداد صفحات 152 صفحه
نوع جلد شومیز
نویسنده/ نویسندگان ماریانو آسوئلا
مترجم درساهاکیان
ناشر فرهنگ نشر نو
شابک 978-600-490-053-9
موضوع داستان جهان

نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمي شود!

رتبه: بد خوب

کد را در کادر زير وارد کنيد:

پر فروش ترین ها
آخرین محصولات
ویژه ها